فرهنگ آریان‌پور

به کار بردنی

#۳۶٬۱۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

usable

(useable =) ـ قابل استفاده، مصرف کردنى، به کار بردنى

۲

applied

عملى، به کار بردنى، (م.ل.) به کار برده (شده)، براى هدف معین به کار رفته، وضع معموله، کابردى، کاربسته

۳

useable

(usable =) ـ قابل استفاده، مصرف کردنى، به کار بردنى