فرهنگ آریانپور
به کار بردنی
#۳۶٬۱۰۷
usable
(useable =) ـ قابل استفاده، مصرف کردنى، به کار بردنى
applied
عملى، به کار بردنى، (م.ل.) به کار برده (شده)، براى هدف معین به کار رفته، وضع معموله، کابردى، کاربسته
useable
(usable =) ـ قابل استفاده، مصرف کردنى، به کار بردنى