واژههای فارسی←به کار - وارد -فرهنگ آریانپوربه کار - وارد -#۳۶٬۰۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱punditدانشمند، وارد به کار۲knowledgeableبصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرکواژههای نزدیک در الفبابه قید قول شرف ازاد ساختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه قید کفیل ازاد کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه قید کفیل ازاد کردن و شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه قیر کردن - تبدیل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه قیمتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کار - دست -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر