فرهنگ آریانپور
به فکر رسیدن
#۳۵٬۹۶۱
strike
(past: struck ; past participle: struck) ـ زدن، ضربت زدن، خوردن به، بخاطر خطور کردن، سکه ضرب کردن، اعتصاب کردن، اصابت، اعتصاب، ضربه، برخورد، ضربه زدن
suggest
اشاره کردن بر، به فکر خطور دادن، اظهار کردن، پیشنهاد کردن، تلقین کردن