فرهنگ آریان‌پور

به فکر چیزی‌ افتادن

#۳۵٬۹۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن