واژههای فارسی←به فکر چیزی افتادنفرهنگ آریانپوربه فکر چیزی افتادن#۳۵٬۹۵۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱think(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر