فرهنگ آریان‌پور

به عنوان نمونه‌ ذکر کردن

#۳۵٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

instance

بعنوان مثال ذکر کردن، لحظه، مورد، نمونه، مثل، مثال، شاهد، وهله

۲

instantiate

معرفى کردن به وسیله کنسرت