واژههای فارسی←به عنوان داور مسابقات را اداره کردنفرهنگ آریانپوربه عنوان داور مسابقات را اداره کردن#۳۵٬۸۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱officiateمراسمى را بجا آوردن، اداره کردن، به عنوان داور مسابقات را اداره کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر