فرهنگ آریان‌پور

به عنوان پرستار کار کردن

#۳۵٬۸۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

nurse

پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، پروراندن، پرستارى کردن، شیر خوردن، باصرفه جویى یا دقت به کار بردن