واژههای فارسی←به عمل اوردن ابجوفرهنگ آریانپوربه عمل اوردن ابجو#۳۵٬۸۵۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱brewبه وسیله جوشاندن و تخمیر آبجو ساختن، دم کردن، سرشتن، آمیختن، اختلاطواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر