واژههای فارسی←به عرق ریزی انداختنفرهنگ آریانپوربه عرق ریزی انداختن#۳۵٬۸۱۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sweatخوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر