فرهنگ آریان‌پور

به عجله‌ انداختن

#۳۵٬۸۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hurry

شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى

۲

hasten

تسریع ردن، شتاباندن، شتافتن