فرهنگ آریان‌پور

به طول انجامیدن

#۳۵٬۷۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

prolong

(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۲

prolongate

(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن