اداره
#۳٬۵۷۹
cutchery
اداره
cutcherry
اداره
operation
اداره، گرداندن، عمل جراحى، عمل، گردش، وابسته به عمل، عملکرد، بهره بردارى
administration
اداره ى کل، حکومت، اجرا، الغاء، سوگند دادن، (حقوق) تصفیه، وصایت، تقسیمات جزء وزارتخانه ها در شهرها، فرمدارى
airt
یک چهارم وسعت، ربع دایره، اداره، جهت، مسیر، راهنمایى کردن
helm
سکان، اهرم سکان، (مجازى) نظارت، اداره، زمام، (مجازى) اداره کردن، دسته
bureau
دفتر، دفتر خانه، اداره، دایره، میز کشودار یا خانه دار، گنجه جالباسى، دیوان
office
دفتر، اداره، منصب، شغل، مقام، مسئولیت، احراز مقام، اشتغال، کار، وظیفه، خدمت، محل کار، دفتر کار
conduct
رفتار، سلوک، هدایت کردن، بردن، اداره کردن
steerage
راهنمایى، هدایت، اداره، تربیت، سکان
direction
جهت، سو، هدایت، دستور، رهبرى، اداره جهت، راه مسیر
management
مدریت، اداره، ترتیب، مدیریت، مدیران، کارفرمایى
department
دایره، حوزه، اداره گروه آموزشى، قسمت، شعبه، بخش
ministration
وزارت، تهیه، اجراء، اداره، خدمت
handling
گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن
government
دولت، حکومت، فرماندارى، طرز حکومت هیئت دولت، عقل اختیار، صلاحدید government workplace