فرهنگ آریان‌پور

به طور نیشدار

#۳۵٬۶۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bitingly

گزنده، زننده، تند، تیز، (مجازى) طعنه آمیز

۲

mordantly

زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار، (رنگرزى) ماده ثابت کننده، ماده ثبات به کار بردن