فرهنگ آریان‌پور

به طور نافذ

#۳۵٬۶۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

incisively

برنده، قاطع، دندان پیشین، ثنایا، تیز، نافذ

۲

piercingly

تیز، بلند، کرکننده، تیزبین، مافذ، سوراخ کننده

۳

searchingly

جستجو کننده، بازرسى کننده، سخت، کامل searching trenchantly