فرهنگ آریان‌پور

به طور ناتمام

#۳۵٬۵۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

partially

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به partial

۲

imperfectly

ناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنى

۳

incompletely

ناتمام، ناکامل، ناقص، نا تمام، انجام نشده، پر نشده، معیوب