فرهنگ آریان‌پور

به طور میانه

#۳۵٬۵۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب

۲

moderately

معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن