فرهنگ آریان‌پور

به طور موجز

#۳۵٬۵۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

shortly

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن short