واژههای فارسی←به طور منظمفرهنگ آریانپوربه طور منظم#۳۵٬۵۳۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tidyبه طور منظم، مرتب، پاکیزه، منظم کردن، آراستن، مرتب کردن methodicallyواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر