فرهنگ آریان‌پور

به طور مناسب

#۳۵٬۵۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pat

نوازش، دست زدن آهسته، قالب، نوازش کردن، دست نوازش بر سر کسى کشیدن، آهسته دست زدن به، بهنگام، بموقع، بى حرکت، ثابت، به طور مناسب

۲

properly

سره، مناسب، شایسته، چنانکه شاید و باید، مربوط، بجا، بموقع، مطبوع proper suitably

۳

fittingly

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم fitting