فرهنگ آریان‌پور

به طور مفرط

#۳۵٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

overly

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش " over

۲

lavishly

فراوانى، وفور، ولخرجى، اسراف کردن، ولخرجى کردن، افراط کردن

۳

excessively

مفرط، بیش از اندازه

۴

immoderately

بى اعتدال، زیاد