واژههای فارسی←به طور معکوسفرهنگ آریانپوربه طور معکوس#۳۵٬۴۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱inverselyوارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون inverse upsidedown۲contrariwiseبرعکس، به طور وارونه و معکوسواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر