فرهنگ آریان‌پور

به طور معترضه گفتن

#۳۵٬۴۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

parenthesize

به طور معترضه گفتن، پرانتز گذاردن

۲

interject

در میان آوردن، به طور معترضه گفتن، (م.ل.) در میان انداختن، در میان آمدن، مداخله کردن