فرهنگ آریان‌پور

به طور مرتب و منظم

#۳۵٬۴۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

orderly

منظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستان