فرهنگ آریان‌پور

به طور محکم

#۳۵٬۴۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tight

سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد

۲

securely

امن، محکم، تامین کردن، ایمن، بى خطر، مطمئن، استوار، درامان، تامین، حفظ کردن، محفوظ داشتن تامین کردن staunchly

۳

sturdily

محکم، ستبر، تنومند، قوى هیکل، خوش بنیه، درشت