فرهنگ آریان‌پور

به طور متقاطع

#۳۵٬۴۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

thwartwise

به طور اریب، به طور متقاطع، اریب، متقاطع

۲

across

سرتاسر، از این سو به آن سو، در میان، از عرض، از میان، از وسط، از این طرف به آن طرف

۳

crosswise

(crossways =) ـ به شکل ضرب در، سرتاسر، چلیپا وار، از وسط، از پهنا، به شکل صلیب transversely