فرهنگ آریان‌پور

به طور مبهم

#۳۵٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dankly

نمناک، مرطوب و سرد، مرطوب کردن dimly

۲

hazily

مه دار، (مجازى) مبهم، نامعلوم، گیج indefinably

۳

ambiguously

مبهم، با ابهام، تاریک (از لحاظ مفهوم)، دوپهلو ambiguous

۴

indefinitely

نا محدود، بیکران، بى حد، بى اندازه، غیر قابل اندازه گیرى، نامعین، غیر قطعى، (به طور صفت) غیر صریح، نکره indefinite obscurely vaguely