فرهنگ آریان‌پور

به طور قابل لمس

#۳۵٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

woo

اظهار عشق کردن با، عشق بازى کردن با، خواستگارى کردن، جلب لطف کردن

۲

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن