فرهنگ آریان‌پور

به طور فطری

#۳۵٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

innately

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى