فرهنگ آریان‌پور

به طور فشرده

#۳۵٬۲۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

staccato

(موسیقى) قطع شده، منقطع، به طور فشرده، به طور بریده بریده ادا کردن

۲

compactly

جمع و جور، به هم پیوسته، پیمان، معاهده، متراکم به هم فشردن، به هم متصل کردن، ریز بافتن، فشرده، فشرده کردن