فرهنگ آریان‌پور

به طور غیر کافی

#۳۵٬۲۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

poorly

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor

۲

inadequately

ناکافى، غیر کافى، نابسنده