فرهنگ آریانپور
ادا
#۳٬۵۲۰
gesture
اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا
act
کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
mimicry
تقلید، شکلک سازى
mockery
استهزاء، مسخره، زحمت بیهوده
caricature
کاریکاتور، آدمک، کاریکاتور ساختن
impression
اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع
playacting
در تئاتر بازى کردن، هنرپیشه شدن، رل بازى کردن، رفتار متظاهر داشتن، به خود بستن