فرهنگ آریانپور
به طور عادی
#۳۵٬۱۵۱
normally
در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى
commonly
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن common
ordinarily
معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده uneventfully
customarily
عادى، مرسوم