فرهنگ آریان‌پور

به طور ضمنی

#۳۵٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

inexplicit

غیر صریح، به طور ضمنى، بدون توضیح، دشوار

۲

implicitly

التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى implicit tacitly