فرهنگ آریان‌پور

به طور صحیح

#۳۵٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rightly

به طور صحیح accurately

۲

aright

درست، بدرستى، مستقیم، مستقیما

۳

exactly

درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است

۴

properly

سره، مناسب، شایسته، چنانکه شاید و باید، مربوط، بجا، بموقع، مطبوع proper

۵

correctly

درست، صحیح، صحیح کردن، اصلاح کردن، تادیب کردن، تصحیح کردن