فرهنگ آریان‌پور

به طور شنیع

#۳۵٬۱۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

foully

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ foul

۲

outrageously

ظالمانه، عصبانى کننده، بیداد گرانه