فرهنگ آریان‌پور

به طور شایسته

#۳۵٬۰۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

duly

حسب المقرر، حسب الوظیفه، به قدر لازم، بموقع خود

۲

aptly

مستعد، قابل، درخور، مناسب، شایسته، محتمل، متمایل، آماده، زرنگ apt

۳

properly

سره، مناسب، شایسته، چنانکه شاید و باید، مربوط، بجا، بموقع، مطبوع proper appropriately

۴

worthily

شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور

۵

meritoriously

شایسته، مستحق presentably