فرهنگ آریانپور
اخور
#۳٬۴۹۸
crib
آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن
manger
آخور
bin
صندوقچه، آخورک، گردران، جازغالى، صندوق، لاوک، تغار، آخور، انبارک
cub
بچه شیر، بچه پستانداران گوشتخوار، توله، آخور، توله زائیدن
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن
box stall
جعبه آخور، آخور
trough
آبشخور، سنگاب، تغار