فرهنگ آریان‌پور

اخور

#۳٬۴۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

crib

آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن

۲

manger

آخور

۳

bin

صندوقچه، آخورک، گردران، جازغالى، صندوق، لاوک، تغار، آخور، انبارک

۴

cub

بچه شیر، بچه پستانداران گوشتخوار، توله، آخور، توله زائیدن

۵

stall

جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن

۶

box stall

جعبه آخور، آخور

۷

trough

آبشخور، سنگاب، تغار