فرهنگ آریان‌پور

به طور خودکار

#۳۴٬۹۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

automatism

حرکت خودبخود، حرکت غیر ارادى، کار عادى و بدون فکر، به طور خودکار، حالت خودکارى

۲

automatically

خودبخود، به طور خودکار، به طور غیر ارادى، به صورت خودکار