واژههای فارسی←به طور خطیفرهنگ آریانپوربه طور خطی#۳۴٬۸۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱lineallyمربوط به خط، عمودى، اجدادى، خطى۲linearlyخطى، طولى، دراز، باریک، کشیده linearواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر