فرهنگ آریان‌پور

به طور جمعی

#۳۴٬۸۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ensemble

یکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعى

۲

communally

اشتراکى، همگانى