فرهنگ آریان‌پور

اخم کردن

#۳٬۴۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

frown

اخم کردن، روى درهم کشیدن، اخم

۲

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۳

lour

اخم، عبوس، ترشرویى، هواى گرفته و ابرى، اخم کردن، (lower) تیره شدن، تغییر، گرفته شدن

۴

pout

لب کلفتى، جلو آمدگى لبها، لب و لوچه را جمع کردن، لب را به زیر آویختن، اخم کردن

۵

scowl

ابرو درهم کشى، اخم، ترشرویى، اخم کردن

۶

glower

خیره نگاه کردن، اخم کردن، نگاه خیره، اخم، تروشرویى

۷

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low