فرهنگ آریانپور
اخم کردن
#۳٬۴۸۳
frown
اخم کردن، روى درهم کشیدن، اخم
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن
lour
اخم، عبوس، ترشرویى، هواى گرفته و ابرى، اخم کردن، (lower) تیره شدن، تغییر، گرفته شدن
pout
لب کلفتى، جلو آمدگى لبها، لب و لوچه را جمع کردن، لب را به زیر آویختن، اخم کردن
scowl
ابرو درهم کشى، اخم، ترشرویى، اخم کردن
glower
خیره نگاه کردن، اخم کردن، نگاه خیره، اخم، تروشرویى
lower
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low