فرهنگ آریانپور
اخم کردن
#۳٬۴۸۲
frown
اخم کردن، روى درهم کشیدن، اخم
scowl
ابرو درهم کشى، اخم، ترشرویى، اخم کردن
knit
(past: knitted, knit ; past participle: knitted, knit) ـ بافتن، کشبافى کردن، به هم پیوستن، گره زدن، بستن
sulk
قهر، اخم، ترشرویى، بد اخمى کردن
lower
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low
squint
لوچ، چپ، لوچى، دوبینى، احولى، لوچ بودن، چپ نگاه کردن، نگاه با چشم نیم باز