فرهنگ آریان‌پور

اخم‌ کردن

#۳٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

frown

اخم کردن، روى درهم کشیدن، اخم

۲

scowl

ابرو درهم کشى، اخم، ترشرویى، اخم کردن

۳

knit

(past: knitted, knit ; past participle: knitted, knit) ـ بافتن، کشبافى کردن، به هم پیوستن، گره زدن، بستن

۴

sulk

قهر، اخم، ترشرویى، بد اخمى کردن

۵

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۶

squint

لوچ، چپ، لوچى، دوبینى، احولى، لوچ بودن، چپ نگاه کردن، نگاه با چشم نیم باز