فرهنگ آریان‌پور

اخم

#۳٬۴۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lour

اخم، عبوس، ترشرویى، هواى گرفته و ابرى، اخم کردن، (lower) تیره شدن، تغییر، گرفته شدن

۲

frown

اخم کردن، روى درهم کشیدن، اخم

۳

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۴

sulk

قهر، اخم، ترشرویى، بد اخمى کردن dourness

۵

frump

زن شلخته، زن امل، اخم

۶

scowl

ابرو درهم کشى، اخم، ترشرویى، اخم کردن

۷

glower

خیره نگاه کردن، اخم کردن، نگاه خیره، اخم، تروشرویى

۸

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۹

wince

خود را عقب کشیدن، رمیدن، (از شدت درد) خود را لرزاندن و تکان دادن، لگد پرانى

۱۰

grimace

ادا و اصول، شکلک، دهن کجى، نگاه ریایى، تظاهر