فرهنگ آریان‌پور

به طور تر و تمیز

#۳۴٬۷۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shipshape

تر و تمیز، مرتب، به طور تر و تمیز

۲

trimly

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim