فرهنگ آریان‌پور

به طور بیهوده

#۳۴٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

vain

بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده

۲

futilely

بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر indecisively

۳

uselessly

بى فایده، عارى از فایده، باطله، بلا استفاده

۴

pointlessly

بى جا، بى معنى، بیهوده