فرهنگ آریانپور
به طرف داخل
#۳۴٬۴۷۷
inside
درون، داخل، باطن، نزدیک بمرکز، قسمت داخلى، تو، اعضاى داخلى
inward
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون inward inwards
inbound
به درون، وارد شونده، داخل مرز، محصور در حدود معینى