فرهنگ آریان‌پور

به طرف جلو

#۳۴٬۴۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

frontward

به طرف جلو، جلوى

۲

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن

۳

forwards

(forward =) ـ به طرف جلو، به پیش