فرهنگ آریان‌پور

به صورت نمودار در اوردن

#۳۴٬۴۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

chart

نمودار، نقشه، جدول (اطلاعات)، گرافیگ، ترسیم آمارى، بر روى نقشه نشان دادن، کشیدن، طرح کردن، نگاره

۲

graph

گراف، نگار، نمودار، نمایش هندسى، نقشه هندسى، گرافیک، طرح خطى، هجاى کلمه، اشکال مختلف یک حرف، با گرافیک و طرح خطى ثبت کردن، با نمودار نشان دادن