فرهنگ آریان‌پور

به صورت لرزانک در امدن

#۳۴٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

jell

لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن، سفت کردن، بستن، ماسیدن