فرهنگ آریان‌پور

به صورت‌ ژله دراوردن

#۳۴٬۳۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

jell

لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن، سفت کردن، بستن، ماسیدن